این مطالعه شامل ۲، ۶۷۴ نفر است که بین سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۱۳ به همراه کنترل ۲۶۷، ۴۰۰ که در سال و مکان در یک مطالعه موردی در هشت سیستم بهداشت روانی در سراسر هشت سیستم بهداشت و درمان ذهنی جانباخته اند ، در این مطالعه گنجانده شدهاست . هفده مورد از ۱۹ شرایط پزشکی مورد بررسی قرار گرفتند : آسم ، درد کمر ، آسیب مغزی ، سرطان ، نارسایی احتقانی قلب ، دیابت ، بیماری احتقانی قلب ، دیابت ، بیماری قلبی ، بیماری Parkinson's ، اختلالات خواب ، اختلالات خواب ، اختلالات خواب و سکته . در حالی که همه این شرایط با ریسک بیشتری همراه بودند ، برخی شرایط یک ارتباط قویتر نسبت به بقیه نشان دادند . برای مثال ، افراد مبتلا به آسیب مغزی ناشی از ضربه نه برابر بیشتر از خودکشی میمیرند ، در حالی که افراد مبتلا به اختلالات خواب و ویروس اچ آی وی / ایدز در خطر بیش از دو برابر قرار دارند . همراه با نرخهای متفاوت در میان شرایط ، داشتن چندین شرایط سلامت فیزیکی ، خطر افزایش قابلتوجهی را نیز افزایش میدهد . دکتر Ahmedani گزارش داد : " اگرچه به نظر میرسد که خطر خودکشی در بیشتر شرایط سلامت فیزیکی فراگیر است ، تلاشهای پیشگیری به ویژه برای بیماران مبتلا به آسیب مغزی ناشی از ضربه افزایش مییابد ، حتی پس از تطبیق با confounders بالقوه ، این مطالعه موردی قابلتوجه و بزرگی بین آسیب مغزی و خودکشی داشتهاست ." طبق این مطالعه ، مداخلات هدفمند در مراقبتهای اولیه و مراقبت تخصصی ممکن است کلید جلوگیری از خودکشی باشد . It's گزارش داد که ۸۰ درصد افرادی که با خودکشی جان خود را از دست میدهند ، یک بازدید بهداشتی را در سال قبل از مرگ خود انجام میدهند و ۵۰ درصد از آنها در عرض چهار هفته با خودکشی به پزشک مراجعه میکنند . از آنجا که اغلب این بیماران یک مشکل سلامت روانی تشخیص نمیدهند ، محدود کردن تلاشهای پیشگیری از خودکشی به تنظیمات استاندارد مراقبتهای بهداشتی ممکن است بسیاری از افراد را در معرض خطر قرار دهد . دکتر Ahmedani نتیجهگیری کرد : " شرایط چندی مانند کمردرد ، اختلالات خواب ، و آسیب مغزی ناشی از آسیب مغزی همگی در ارتباط با این شرایط اولیه برای پیشگیری از خودکشی هستند . نیاز به خوابیدن را از بین میبرد. تحقیقات جدید گروهی از نورونها را شناسایی میکند که میتوانند به ما کمک کنند بیدار بمانید وقتی که مهم است مبدا : موسسه فنآوری کالیفرنیا خلاصه : کشف نورونها که برانگیختگی را کنترل میکنند دارای پیامدهایی برای بیخوابی و اختلالات خواب دیگر است . پژوهشگران Caltech یک مدار عصبی را در مغز شناسایی کردهاند که هوشیاری را کنترل میکند . یافتهها برای درمان بیخوابی ، بیخوابی ، و اختلالات خواب که همراه با اختلالات دیگر مانند افسردگی همراه هستند ، پیامدهایی دارد . کار در آزمایشگاه of Gradinaru ( BS ۰۵ ) ، استادیار زیستشناسی و مهندسی زیستی ، موسسه تحقیقات پزشکی میراث ، و مدیر مرکز علوم عصبی و سلولی the چن در Neuroscience انجام شد . این مجله در ۸ ژوئن در نسخه آنلاین مجله Neuron ظاهر شد . Gradinaru و تیم او میخواستند بدانند : چه طور ما خستگی را در صورت یک مهلت مشخص غلبه کنیم یا خودمان را در شب مرده بیدار کنیم تا یک بچه گریان را تغذیه کنیم؟ به عبارت دیگر ، در مواجهه با محرکهای برجسته برجسته ، چگونه محرک طبیعی برای خواب را نادیده میگیریم ؟
فیلیپس اظهار داشت : " با استفاده از یک مدل ریاضی از ساعت شبانهروزی ، ما توانستیم نشان دهیم که تفاوت در روال شبانهروزی بین دانش آموزان با الگوهای خواب نامنظم ، با الگوهای متفاوت آنها در طول روز هماهنگ است و به طور قابلتوجهی سطح نور در شب را نسبت به خفتگان در ساعات روز و کمتر در ساعات شبانه کاهش میدهد ." محققان معتقدند که ساعت شبانهروزی زمان میبرد تا تغییرات زمانبندی را تنظیم کند و به شدت به الگوهای نوردهی نور حساس است . افراد نامنظم خواب نامنظم ، که اغلب الگوی زمانی که خواب بودند را تغییر داده و در نتیجه الگوی نوردهی - تاریک را تغییر داده بودند ، ارتباط بین سیستم شبانهروزی و چرخه خواب - بیداری را تجربه کردند . محققان نتیجه میگیرند که مداخلات مبتنی بر نور ، از جمله افزایش قرار گرفتن در معرض نور روز و قرار گرفتن کمتر پیش از وقت خواب ، ممکن است در بهبود نظم خواب موثر باشد . مسئولیت شرایط سلامت جسمی مرتبط با افزایش خطر خودکشی بیماری مزمن ، حتی در بیماران ، بدون هیچ سابقهای از مشکلات بهداشت روانی ، خطر خودکشی را به طور قابلملاحظهای افزایش میدهد . مبدا : Elsevier خلاصه : یک مطالعه جدید به بررسی این مساله میپردازد که چگونه بیماری در خطر خودکشی نقش ایفا میکند . محققان دریافتند که ۱۷ وضعیت سلامت فیزیکی ، بیماریهایی مثل کمردرد ، دیابت و بیماریهای قلبی همراه با افزایش خطر خودکشی همراه بودهاست . دو مورد از شرایط - اختلالات خواب و بیماری ایدز - - نشاندهنده افزایش دو برابری است در حالی که آسیب مغزی ناشی از ضربه نه بار باعث شده که افراد به احتمال بیشتری با خودکشی جان خود را از دست بدهند . خودکشی یکی از عوامل اصلی مرگ و میر در ایالاتمتحده است . هر سال بیش از ۴۵، ۰۰۰ نفر در اثر خودکشی جان خود را از دست میدهند و در ۱۵ سال گذشته میزان مرگ و میر ناشی از خودکشی ۲۴ درصد افزایشیافته است . یک مطالعه جدید در مجله آمریکایی طب پیشگیرانه به بررسی این مساله میپردازد که چگونه بیماری در خطر خودکشی نقش دارد . محققان دریافتند که ۱۷ وضعیت سلامت فیزیکی ، بیماریهایی مثل کمردرد ، دیابت و بیماریهای قلبی همراه با افزایش خطر خودکشی همراه بودهاست . دو مورد از شرایط - اختلالات خواب و بیماری ایدز - - نشاندهنده افزایش دو برابری است در حالی که آسیب مغزی ناشی از ضربه نه بار باعث شده که افراد به احتمال بیشتری با خودکشی جان خود را از دست بدهند . در حالی که میزان دلایل دیگر مرگ در سالهای اخیر کاهشیافته است ، خودکشی همچنان به گرایش به سمت بالا در تمام سنین و جنس ادامه میدهد . بسیاری از افرادی که با خودکشی جان خود را از دست میدهند ، تشخیص سلامت روانی قبلی را ندارند ، که این بدان معنی است که بیماران در خطر فزاینده برای آسیب خود به گونهای در سیستم اصلی مراقبتهای بهداشتی از دست میروند . محققان در تلاش برای کسب اطلاعات در مورد افزایش نگرانکننده در میزان خودکشی و مداخلات جدید، بررسی کردند که آیا ارتباطی بین بیماری جسمی و خطر خودکشی وجود دارد . برایان کی ، محقق راهنمایی ، توضیح داد : " این دادهها در بین یافتههای اول از مناطق سراسر ایالاتمتحده هستند که افزایشی در خطر خودکشی برای مردم با انواع شرایط سلامتی جسمی عمده را مستندسازی میکنند ." Ahmedani ، دکترای علوم رفتاری ، موسسه تحقیقات خدمات بهداشت و درمان ، مرکز تحقیقات خدمات بهداشتی ، " هنری فورد " ، دیترویت ، آی ام آی " ، و" سیستمهای مراقبتهای بهداشتی nation's " با جدیت تلاش میکنند تا بهترین مراقبت را برای بیماران خود فراهم کنند، این دادهها به حمایت از نیاز به پیشگیری از خودکشی در میان کسانی که طیف وسیعی از شرایط سلامت جسمی دارند ، کمک میکند ."
ژنها را میتوان در گروههایی با DNA و تشخیص هزاران نفر شناسایی کرد . انگلستان - - گروه بزرگی از انگلستان که DNA را در اختیار دارد - اطلاعات زیادی در مورد تشخیص بیخوابی ندارند ، اما از شرکت کنندگان آنها پرسیده بودند که خوابیدن یا خوابیدن در خواب یا خوابیدن مشکل است . با استفاده خوب از اطلاعات از slaapregister.nl ( اداره ثبت خواب هلند ) ، Biobank بریتانیایی برای اولین بار توانست تعیین کند کدام یک از آنها با پروفایل بیخوابی آشنا شدهاند . پیوند دادن دانش از این دو گروه ، چیزی است که باعث ایجاد تفاوت میشود . الگوهای خواب نامنظم مرتبط با عملکرد تحصیلی ضعیف دانشجویان کالج زمانبندی خواب به اندازه ساعات خواب مهم بود . مبدا : بیمارستان بریگام و Women's خلاصه : محققان به طور عینی میزان خواب و ریتم شبانهروزی و ارتباط با عملکرد تحصیلی دانشجویان کالج را به طور عینی ارزیابی کردند و دریافتند که الگوهای نامنظم خواب و بیداری با متوسط درجه پایین ، تاخیر خواب / بیداری را به تاخیر میاندازد و انتشار هورمون خواب را به تاخیر میاندازد . تحقیقات قبلی تغییرات در الگوهای خواب شامل ساعات خواب ، کیفیت خواب و بیداری خواب را مورد بررسی قرار داده و انجمنی با نقص شناختی ، سلامتی و عملکرد پیدا کردند ؛ با این حال ، مطالعات کمی در نظر گرفته شدهاند و یا به طور دقیق اثرات الگوهای خواب منظم را تعیین یا ارزیابی کردهاند . در یک مطالعه جدید در بیمارستان Brigham و Women's ، محققان به طور عینی میخوابید و ریتم شبانهروزی و ارتباط با عملکرد تحصیلی دانشجویان کالج ، پیدا کردن الگوهای نامنظم خواب و بیداری با متوسط درجه پایین ، تاخیر خواب / بیداری خواب ، و تاخیر در انتشار هورمون خواب - بیداری را به تاخیر میاندازد . نتایج در گزارشهای علمی در ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ منتشر شدهاند . محققان ۶۱ دانشجوی دوره کارشناسی دانشگاه هاروارد را به مدت ۳۰ روز با استفاده از دفترچه خاطرات خواب مورد مطالعه قرار دادند . آنها نظم و ترتیب خواب را با استفاده از شاخص روال خواب ( SRI ) ، که یک معیار تازه ابداع شده بود ، تعیین کردند . محققان رابطه بین the ، مدتزمان خواب ، توزیع خواب در طول روز و عملکرد تحصیلی در یک ترم را بررسی کردند . اندرو جی ، اظهار داشت : " نتایج ما نشان میدهد که خوابیدن و بیدار شدن در تقریبا ً همان زمان به اندازه ساعات خواب یک ساعت مهم است . " ک . فیلیپس اظهار داشت : " فیلیپس ، دکترا ، biophysicist در بخش اختلالات خواب و روال شبانهروزی ، Hospital Brigham Women's و مولف بر روی کاغذ ، " نظم خواب یک عامل بالقوه مهم و مهم مستقل از مدت خواب است " . دانش آموزان با الگوهای خواب منظم نمرات دبیرستان بهتری داشتند . محققان تفاوت قابلتوجهی را در طول مدت خواب بین اغلب دانشجویان با الگوهای خواب نامنظم و most خواب معمولی پیدا نکرده اند . چارلز A اظهار داشت : " ما متوجه شدیم که ساعت بدن تقریبا ً سه ساعت بعد در دانش آموزان با برنامههای بیقاعده در مقایسه با کسانی که هر شب در زمانهای بسیار سازگار میخوابند ، منتقل شد . " Czeisler ، PhD ، مدیر موسسه سلامت خواب در بیمارستان بریگام و Women's ، و نویسنده ارشد بر روی کاغذ : برای دانشجویانی که ساعات خواب و بیداری با هم ناسازگار بودند ، کلاس ساعت ۶ صبح در ساعت ۶ صبح در زمانی که عملکرد ضعیف است رخ میدهند . از قضا ، آنها هر زمانی را پسانداز میکنند ؛ چون در نهایت آنها به اندازه آنها در یک برنامه منظم میخوابیدند ." با اندازهگیری زمان انتشار یافته "ملاتونین " در هنگام خواب ، محققان قادر به ارزیابی زمان ریتم شبانهروزی بودند . به طور متوسط ، ملاتونین ۲.۶ ساعت بعد در دانش آموزان با الگوهای خواب نامنظم ، در مقایسه با دانش آموزانی که الگوهای خواب منظمی دارند ، آزاد شد .
Insomnia به طور کامل روانی نیست : ژنهای Insomnia پیدا شدند . مبدا : Vrije Universiteit آمستردام خلاصه : یک تیم بینالمللی از محققان برای اولین بار ، هفت ژن ریسک را برای بیخوابی پیدا کردهاست . با این یافته یافتن محققان ، یک گام مهم به سمت حل مکانیسمهای بیولوژیکی که موجب بیخوابی میشوند ، برداشته اند . علاوه بر این ، این یافته ثابت میکند که بیخوابی ، همان طور که اغلب گفته میشود ، یک وضعیت کاملا ً روانی است . یک تیم بینالمللی از محققان برای اولین بار ، هفت ژن ریسک را برای بیخوابی پیدا کردهاست . با یافتن این یافتهها ، محققان گامی مهم به سوی انحلال مکانیسمهای بیولوژیکی که موجب بیخوابی میشوند ، برداشته اند . علاوه بر این ، این یافته ثابت میکند که بیخوابی ، همان طور که اغلب گفته میشود ، یک وضعیت کاملا ً روانی است . امروزه ، ژنتیک نتایج این تحقیق را منتشر میکند . Insomnia احتمالا ً شایعترین شکایت بهداشتی است . حتی بعد از درمان ، خواب ضعیف یک آسیبپذیری پایدار برای بسیاری از مردم است . با تعیین ژن خطر ، استادان Danielle Posthuma ( vu و VUmc ) و eus وان someren ( موسسه مطالعات علم اعصاب هلند، vu و VUmc ) ، محققان اصلی این پروژه بینالمللی ، به unravelling مکانیسمهای بیولوژیکی که زمینه بیخوابی را ایجاد میکنند نزدیکتر شدهاند . امید و به رسمیت شناختن for پروفسور وان someren متخصص خواب و بیخوابی بر این باور است که یافتهها شروع مسیر به سمت درک بیخوابی در سطح ارتباط درون و بین نورونها و در نتیجه یافتن راههای جدید درمان هستند . او همچنین امیدوار است که یافتهها با به رسمیت شناختن بیخوابی کمک کنند ." در مقایسه با شدت ، شیوع و خطرات بیخوابی ، تنها چند مطالعه علل آن را هدف قرار دادند . Insomnia اغلب به عنوان " همه چیز" در ذهن شما رد میشوند . تحقیق ما یک دیدگاه جدید را به ارمغان میآورد . Insomnia همچنین در ژن است ." محققان در یک نمونه از ۱۱۳، ۰۰۶ نفر ، ۷ ژن را برای بیخوابی پیدا کردند . این ژنها ، نقشی در تنظیم رونویسی ایفا میکنند ، فرآیندی که در آن DNA خوانده میشود تا یک کپی از RNA از آن ایجاد کند، و برون یاختگی ، انتشار مولکولها توسط سلولها به منظور برقراری ارتباط با محیط آنها . یکی از ژنهای شناساییشده ، MEIS۱ ، پیش از این به دو اختلالات خواب دیگر مربوط بودهاست : حرکات متناوب تنش خواب ( PLMS ) و سندروم غدد لنفاوی ( RLS ) . با همکاری کنراد Oexle و همکارانش از موسسه of در the Zentrum ، Munchen ، آلمان ، محققین میتوانند نتیجه بگیرند که انواع ژنتیکی موجود در ژن به نظر میرسد در هر سه اختلال سهیم هستند . فوقالعاده ، PLMS و RLS به ترتیب با حرکت بیقراری و احساس مشخص میشوند در حالی که بیخوابی به طور عمده توسط جریان بیقراری از هوشیاری مشخص میشود . همپوشانی ژنتیکی با ویژگیهای دیگر محققان همچنین یک همپوشانی ژنتیکی قوی با سایر صفات ، مانند اختلالات اضطراب ، افسردگی و عصبانیت ، و رفاه ذهنی پایین یافتهاند و این یک یافته جالب است ، زیرا این ویژگیها تمایل دارند همراه با بیخوابی دست به دست هم بدهند . neuroscientist Anke Hammerschlag ( vu ) ، دانشجوی دکترای و مولف اول این مطالعه میگوید : " اکنون میدانیم که این تا حدودی به دلیل اساس ژنتیکی مشترک است " . ژنهای مختلف برای مردان و زنان محققان همچنین بررسی کردند که آیا انواع ژنتیکی مشابه برای مردان و زنان مهم هستند یا نه ، یکی از گونههای ژنتیکی متفاوت است . پروفسور Posthuma میگوید : " ما همچنین تفاوت بین مردان و زنان را از لحاظ شیوع پیدا کردیم : " ما همچنین تفاوت بین مردان و زنان را از لحاظ شیوع پیدا کردیم : در نمونه ما مطالعه کردیم ، از جمله بیشتر افراد مسنتر از ۵۰ سال ، ۳۳ درصد از زنان گزارش دادند که از بیخوابی رنج میبرند . برای مردان این ۲۴ درصد بود ."
بیخوابی مزمن توسط راهنمای تشخیص و تشخیص اختلالات ذهنی تعریف میشود که حداقل سه شب در هفته یا بیشتر در مدت یک ماه یا بیشتر ، علیرغم فرصت کافی برای خواب کامل خواب ، تعریف میشود . تیلور که متوجه شد که پرسنل نظامی اغلب دچار بیخوابی میشوند ، زیرا به سرعت در حال تغییر برنامه و استقرار است که آنها را به طور مداوم در حالت آمادهباش نگه میدارد . تیلور گفت : بیخوابی مزمن عامل خطر قوی برای اختلال استرس پس از حادثه ، افسردگی و سو استفاده از مواد ، غیبت و حوادث شغلی است . او گفت که درمان بیخوابی ممکن است نه تنها خواب این سربازان را بهبود بخشد ، بلکه این شرایط را نیز بهبود میبخشد . " حدود ۱۰ درصد از پرسنل نظامی مستقر در ارتش داروهای خواب میگیرند که برای درمان کوتاهمدت بیخوابی در جمعیتهای غیر نظامی موثر هستند . تیلور گفت : "برای استقرار پرسنل نظامی ، اثرات جانبی مانند grogginess ، پردازش شناختی کند و زمان واکنش کند میتواند خطرناک باشد " . صد سرباز در فورت هود که بیخوابی مزمن داشت ، برای تحصیل Taylor's استخدام شد . همه آنها یک هفته نظارت بر خواب را با نگه داشتن دفتر خاطرات خواب و پوشیدن monitors فعالیت به پایان رساندند . یک سوم از شرکت کنندگان در فورت هود برای درمان رفتاری بالینی به مدت شش هفته در فورت هود ملاقات کردند ، در حالی که یک سوم دیگر این درمان را هفتهای یکبار به مدت شش هفته از طریق اینترنت دریافت کرد . هم در درمان فردی و هم در اینترنت ، دقیقا ً همان محتوا را داشت ، با درسهای اینترنتی که به عنوان نوارهای صوتی همراه با گرافیک و انیمیشن نمایش داده میشد . یک گروه کنترل سوم از شرکت کنندگان هر هفته در طول شش هفته توسط محققان تماس گرفته شد ، اما درمان رفتاری شناختی دریافت نکرد . تیلور کشف کرد که شرکت کنندگانی که تحت درمان رفتاری ادراکی فردی برای بیخوابی خود قرار گرفتهاند به طور قابلتوجهی بهبود بیشتری در کیفیت خواب گزارش کردهاند - - همانطور که توسط دفتر خاطرات خواب و ناظران فعالیت تعیین شدهاست - - از کسانی که درمان اینترنتی را دریافت کردهاند. هر دو گروه شاهد بهبود بیشتر در کیفیت خواب نسبت به کسانی بودند که تحت درمان رفتاری شناختی قرار نگرفتند . او گفت که این روش درمانی شناختی " یک مداخله چندوجهی است که میتواند بدون استفاده از یک درمانگر سخت باشد " و گفت: " آموزش اضافی در روش درمان برای ارائه دهندگان بهداشت رفتاری در همه شاخههای نظامی مورد نیاز است ." در مطالعه قبلی از غیر نظامیان مبتلا به بیخوابی ، تیلور و تیم تحقیقاتی او کشف کردند که درمان رفتاری شناختی منجر به بهبودهای قابلتوجهی در کارآیی خواب ، با استفاده از داروهای خواب از ۸۷.۵ درصد قبل از درمان تا ۵۴ درصد بعد از درمان ، با این حال موضوعات مورد نیاز برای توقف مصرف داروی خود را دارند . Kristi Pruiksma ، محقق قوی همکاری و روانشناس بالینی ، به عنوان یک متخصص بالینی در مطالعه Taylor's خدمت کردهاست . او گفت که مزایای درمان آنلاین شامل دسترسی آسان به درمان و انعطافپذیری در زمان انجام جلسات است که " واقعا ً برای افرادی که کار میکنند و خواستههای خانواده مفید است ." Pruiksma ، استادیار روانپزشکی در مرکز علوم درمانی دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو ، گفت : " برنامه آنلاین هم چنین میتواند از خانه انجام شود تا یک کلینیک سلامت روانی که برخی از اعضای خدمات ممکن است به علت نگرانیها در مورد ننگ اجتناب کنند . " " درمان موفق تاثیر واقعی بر زندگی روزانه بیماران دارد . او گفت : " گام بعدی مهم پیدا کردن این است که چه کسی میتواند به مزایای خوبی از برنامه آنلاین دست یابد و چه کسی احتمالا ً به کمک بیشتری از درمانگر نیاز دارد ."
Meredith Meredith ، استاد روانشناسی دانشگاه Binghamton . کولها و دانشجوی سابق فارغالتحصیل جسیکا شوبرت ( که در حال حاضر در دانشکده پزشکی میشیگان در دانشکده پزشکی دانشگاه میشیگان حضور دارند ) ، بیست نفر مبتلا به OCD و ده نفر را در طول یک هفته از خواب ، تایید کردند . شرکت کنندگان دفتر خاطرات خواب و درجه نظارت روزانه میزان درک شده بر روی افکار وسواسی و رفتارهای ritualized را تکمیل کردند . محققان دریافتند که خواب قبلی night's به طور قابلتوجهی توانایی درک شده شرکت کنندگان برای کنترل افکار و رفتار وسواسی آنها در روز بعد را پیشبینی کرد . شوبرت گفت : " ما واقعا ً به این موضوع علاقهمند هستیم که چگونه این نوع زمان خواب غیرمعمول بر عملکرد شناختی تاثیر میگذارد . ممکن است چیزی در مورد تغییر زمانبندی خواب شما توانایی شما برای کنترل افکار و رفتارهای شما را کاهش دهد، بنابراین ممکن است باعث شود که شما برای کاهش اضطراب ناشی از افکار وسواسی ، زمان سختی را رد کنید . به طور متوسط ، شرکت کنندگان در این مطالعه حدود ساعت ۱۲ : ۳۰ شب به خواب رفتند . بیمارانی که با معیارهای اختلال در خواب به تاخیر افتاده بودند حدود ۴۰ % از نمونه را تشکیل دادند و حدود ساعت ۳ صبح به خواب رفتند . کولها گفته بودند : " من همیشه میدانستم که شما قرار است هشت ساعت خواب داشته باشید ، اما وقتی این کار را میکنید هرگز به آنها نگفتم که این تفاوت به نظر میرسد که این تفاوت به جز روال ساعت وقتی است که شما خواب هستید . که ما متوجه میشویم که پیامدهای منفی ویژهای برای خوابیدن در زمانهای نامناسب وجود دارد ، چیزی که باعث آموزش مردم درباره آن میشود ." محققین علاقمند به بررسی این پدیده هستند . Coles در مورد جمعآوری دادههای آزمایشی با استفاده از lightboxes برای تغییر people's bedtimes برنامهریزی میکند و میگوید : " یکی از اولین تلاشهای ما برای تغییر در حقیقت علائم OCD خود را کاهش میدهد ، و اگر این توانایی آنها را برای مقاومت در برابر این افکار intrusive بهبود بخشد و اجبار در پاسخ به آنها را توسعه ندهد ." درمان آنلاین رفتاری برای بیخوابی برای ارتش موثر است . مبدا : دانشگاه تگزاس خلاصه : یک مطالعه جدید بر روی سربازان در فورت هود که بیخوابی مزمن داشت متمرکز بود . برخی از پزشکان به مدت شش هفته از پزشکان درمان دریافت کردند و برخی از آنها به مدت شش هفته تحت درمان آنلاین قرار گرفتند . برای پرسنل نظامی ، به نظر میرسد که روش درمانی شناختی که توسط اینترنت انجام میشود ، یک جایگزین موثر برای ملاقات منظم با درمانگر است ، اگر چه این روش تقریبا ً به اندازه روشهای سنتی موثر است . درمان رفتاری شناختی ، که به طور سنتی شامل جلسات منظم و اغلب هفتگی ، بازدید از یک متخصص بالینی میشود، توسط کالج پزشکان آمریکا و دیگر سازمانها برای درمان بیخوابی مزمن توصیه میشود . برای پرسنل نظامی ، به نظر میرسد که روش درمانی ادراکی که توسط اینترنت انجام میشود ، یک جایگزین موثر برای ملاقات منظم با درمانگر است ، با این حال ، براساس نتایج تحقیقی که توسط دنیل تیلور ، استاد روانشناسی دانشگاه کارولینای شمالی و رئیس آزمایشگاه تحقیقات سلامت UNT's انجام شدهاست. تیلور مبلغ ۱.۱۶ میلیون دلار کمک به وزارت دفاع آمریکا برای این مطالعه دریافت کرد که وابسته به کنسرسیوم " استار قوی " ، یک شبکه دولتی متشکل از کارشناسان ملی است که به دنبال بهترین روشها برای درمان مشکلات سلامتی رفتاری بر روی کارکنان خدمات پس از ۱۱ سپتامبر و سربازان قدیمی هستند . این مطالعه در SLEEP ، دفتر رسمی انجمن تحقیقات خواب ، منتشر شد .
اسمیت که بر این باور است که تحقیقات بیشتری باید بر روی فعالیتهای مربوط به خواب حیوان انجام شود ، میگوید : " ما پیشنهاد میکنیم که باید به عنوان گونههای مشروع و اجتماعی در خواب مورد استفاده قرار گیرد . علاوه بر این ، درک جامع از همزیستی انسان - حیوان ، پیامدهای مهمی برای خواب انسان ، روابط انسان و حیوانات دارد . ریتمهای خواب - بیداری به طور گسترده با سن و هم در میان افراد یک سن مشخص متفاوت است. ساعات خواب دیروقت در نوجوانان و ریتمهای خواب تا ۱۰ ساعت در افراد فرق میکند . مبدا : PLOS خلاصه : با توجه به یک مطالعه جدید ، ریتمهای خواب که بازتابی از سیستمهای روال شبانهروزی دارند در نوجوانان بیشتر از بزرگسالان است و تا حدود ۱۰ ساعت در هر سنی متفاوت است . با توجه به مطالعه منتشر شده در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۷ در مجله دسترسی آزاد به نام Dorothee فیشر از دانشکده بهداشت عمومی ، آمریکا و همکارانش ، ریتمهای خواب که بازتابی از سیستمهای روال شبانهروزی در نوجوانان بیشتر از بزرگسالان است ، و تا ۱۰ ساعت در هر سنی متفاوت است . سیستم شبانهروزی People's با نور و تاریکی در محیط هماهنگ است و باعث ایجاد chronotypes : ریتمهای فردی در فیزیولوژی ، شناخت و رفتار میشود . به عنوان مثال ، افراد مبتلا به chronotypes زودتر به خواب رفتهاند ، در حالی که افراد مبتلا به chronotypes دیر وقت میخوابند و میتوانند در روز بخوابند . در حال حاضر ، ۳۰ درصد نیروی کار ایالاتمتحده برنامه کاری غیرمعمول ، مانند شیفت متناوب یا تمدید ماموریت ، و وظیفه فراخوانی را دارد . این برنامههای غیر معمول با خطرات سلامتی و ایمنی مرتبط هستند . زمانبندی سفارشی ممکن است به حداقل رساندن این ریسکها کمک کند . فیشر و همکارانش برای بررسی تغییرات chronotypes در ایالاتمتحده ، دادههای گزارششده خود را از ۵۳، ۶۸۹ پاسخ دهندگان زمان آمریکا از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۴ تحلیل کردند . محققان از حد وسط خواب در اواخر هفته به عنوان یک پروکسی برای chronotype استفاده کردند . محققان دریافتند که chronotypes میخوابند ، هم در طول عمر individual's در میان گروههای سنی و هم در میان افراد . بزرگترین تفاوت در chronotypes در دوران بلوغ و اوایل بزرگسالی است . Chronotypes بعدا ً در سنین بلوغ و در سن ۱۹ سالگی به اوج رسید . متوسط chronotype یا متوسط خواب در سن ۱۷ تا ۱۸ سالگی ۴ : ۳۰ صبح در مقایسه با ساعت ۳ : ۰۰ صبح در ۶۰ سالگی بود . اکثر مدارس دولتی آمریکا ساعت ۸ : ۳۰ صبح یا زودتر شروع میکنند ، که نشان میدهد که دانش آموزان دبیرستان در طول شب بیولوژیکی به مدرسه میروند . این کار از به تاخیر انداختن زمان شروع مدرسه برای بهرهمند شدن از خواب و روال شبانهروزی دانش آموزان دبیرستانی کمک میکند . به علاوه محققان دریافتند که chronotypes تا ۱۰ ساعت از فردی به فردی بدون در نظر گرفتن سن متغیر است . این امر ممکن است فرصتهایی برای ایجاد برنامههای کاری خیاطی برای chronotypes فراهم آورد ، که مهم است زیرا کارگران syncing با زمانهای کاری بهینه خود میتوانند به کاهش خطرات سلامتی و ایمنی کمک کنند . زمانبندی خواب بهینه میتواند به اندازه ۱۰ ساعت در میان افراد متفاوت باشد ، به این معنی که chronotypes مخالف میتوانند بدون اطلاع از این که این کار را انجام میدهند ، یک تختخواب را به اشتراک بگذارند . چه چیزی شما را تحتتاثیر قرار میدهید ، تحتتاثیر سن و جنسیت قرار میگیرد : به طور متوسط ، افراد مسنتر زودتر از مردان و زنان در طول نیمه اول زندگیشان chronotypes از مردان هستند ." افرادی که دیر به رختخواب میروند کنترل کمتری بر نشانههای OCD دارند. مبدا : دانشگاه Binghamton خلاصه : براساس تحقیقات جدید ، زمان خواب دیر با کنترل کمتر درک شده افکار عقدهای در ارتباط است . طبق تحقیقات جدید از دانشگاه Binghamton ، دانشگاه ایالتی نیویورک ، اواخر وقت خواب با کنترل کمتر درک شده از افکار عقدهای در ارتباط است .
نتیجهگیری : بهبود کیفیت خواب میتواند عامل مهمی در کاهش درد پس از عمل جراحی در کودکان باشد . برای به اشتراک گذاشتن بستر خود با حیوان خانگی یا کودک خود از دست ندهید محققان مزایا و معایب همکاری با حیوانات و کودکان را بررسی میکنند منبع : اسپرینگر خلاصه : حدود نیمی از صاحبان حیوانات خانگی تختخواب یا اتاقخواب خود را با حیوانات خانگی خود به اشتراک میگذارند . مطالعات درباره خواب به خواب رفتن بزرگسالان , والدین یا فرزندان آنها محدود است . محققان میگویند که جامعه هم انسان و هم کودک بزرگسال را با نگرانی در ارتباط است . این نگرانیها باید کنار گذاشته شوند زیرا هر دوی این روشها مزایای خود را دارند . حدود نیمی از صاحبان حیوانات خانگی در شب رختخواب یا اتاقخواب خود را با حیوانات خانگی خود به اشتراک میگذارند . مطالعات اندکی در مورد مزایا و معایب این روش انجام شدهاست . مطالعات درباره خواب به خواب رفتن بزرگسالان , والدین یا فرزندان آنها محدود است . در مقالهای در مجله طبیعت انسانی نشریه اسپرینگر , نویسندگان استدلال میکنند که جامعه هم انسان و هم کودک بزرگسال را با همان نگرانی غیرضروری میبیند . بردلی اسمیت , نویسنده ارشد دانشگاه کویینزلند مرکزی در استرالیا میگوید : با این حال , این نگرانیها باید کنار گذاشته شوند زیرا هر دوی این روشها مزایای خود را دارند . ترتیبات خواب بین انسانها در طول زمان و در فرهنگهای مختلف تکاملیافته است . مثلا ً در اروپای قرونوسطی , خواب یک امر عمومی و اشتراکی بود . پذیرایی از مهمانان در اتاقخواب و یا برای بسیاری از مردم عادی نبود . خوابیدن با دیگران راهی برای افزایش امنیت شخصی , حفظ منابع و ایجاد گرمی بود . خوابیدن با کودکان از بدو تولد هنوز نرم در بسیاری از فرهنگها , برای مثال در مصر و در میان فرهنگهای بومی در جوامع محلی است . هم به طور کلی در کشورهای آسیایی اشتراکی متداول است تا در فرهنگهای معاصر , فردگرایانه یا صنعتی . در غرب , خواب به عنوان یک تجربه فردی و خصوصی در نظر گرفته میشود که به بدن و ذهن کمک میکند تا استراحت کند و استراحت کند . تغییر هنجاری از خواب به عنوان یک امر عمومی و اجتماعی به بخش خصوصی از طریق یک فرآیند " متمدن " پیچیده در دوران ویکتوریا رخ داد . هنجارهای اجتماعی و قوانین به این نتیجه رسیدند که هر فرد باید در یک بستر منفرد , در مکانی خلوت و دور از دید عمومی بخوابد و لباس خواب مناسب بپوشد . این امر به تدریج مفهوم اتاقخواب خصوصی و خواب خصوصی را به بسیاری از طبقات اجتماعی معرفی کرد . اسمیت و همکارانش در مقاله خود از سگها به عنوان نمونهای از همکاری انسان و حیوان استفاده میکنند . آنها خوابیدن سگ با سگ بالغ را با خواب کودکان بزرگسال مقایسه میکنند و استدلال میکنند که هر دو نوع مشترکی از عوامل مشترک برای ایجاد و نگهداری , و دارای مزایا و معایب مشابه هستند . طبق نظر محققان استرالیایی , نگرانی موجود در مورد اشتراک خواب و تخت بین والدین و فرزندان آنها بر جنبههای منفی ممکن یا عواقبی نظیر سلامت ضعیف , اختلال در عملکرد , توسعه رفتارهای مشکلآفرین و حتی اختلال عملکرد جنسی متمرکز است . اسمیت تاکید میکند : " جدای از عملکرد مشخص تولید مثل برای زنده ماندن گونهها , همچنین حمایت فیزیولوژیکی از کیفیت و کمیت خواب که برای سلامت فردی و سلامت فرد ضروری است , نیازهای روانشناختی اساسی را برآورده میکند و روابط اجتماعی را تقویت و حفظ میکند . " در طول تاریخ , انسانها فضاهای خواب خود را با انسانهای دیگر و حیوانات دیگر به اشتراک گذاشتهاند . "
سپس چن با اشکال تغییر یافته Prok۲ و گیرنده آن zebrafish ایجاد کرد و نقصهای خواب وابسته به نور را در این حیوانات مشاهده کرد . به عنوان مثال ، چن دریافت که zebrafish با یک گیرنده Prok۲ mutated وقتی که چراغها خاموش و کمتر فعال بودند ، عکس آن چیزی بود که در حیوانات مشاهده کرده بود که overexpressed Prok۲ و گیرندههای Prok۲ عملکردی داشت . Prober میگوید : " اگر چه حیوانات diurnal مثل zebrafish بیشتر وقت خود را در طول روز میخوابند و در طول روز بیدار میشوند، آنها نیز در طول روز چرت میزنند و گاهی شبها بیدار میشوند ، شبیه به بسیاری از انسانها هستند . سپس ، محققین میخواستند بدانند که چگونه Prok۲ تاثیرات منفی بر روی خواب را تعدیل میکند . برای پاسخ به این سوال ، آنها تصمیم گرفتند که آیا پروتئینهای دیگر در مغز که بر خواب تاثیر میگذارند ، برای اثرات of بر روی رفتار خواب مورد نیاز است . آنها دریافتند که اثر sedating of در حضور نور نیاز به galanin دارد که یک پروتیین معروف به خواب است . آنها همچنین دریافتند که Prok۲ overexpression سطح بیان galanin در هیپوتالاموس پیشین ، یک مرکز خواب کلیدی در مغز را افزایش دادهاست . اما در حیواناتی که مهندسی شده بودند، overexpression ، نتوانستند بخوابند . این یافتهها اولین دیدگاهی را ارایه میدهند که چگونه نور میتواند با مغز تعامل داشته باشد تا بر خواب تاثیر بگذارد و مبنایی برای دانشمندان فراهم کند تا به بررسی ژنها و نورونهایی که زمینهساز پدیده هستند ، بپردازند . با این حال ، لازم است تا به طور کامل توضیح دهیم که چگونه نور و تاریکی به طور مستقیم بر خوابیدن و بیدار شدن تاثیر میگذارد و تعیین میکند که آیا Prok۲ کارکرد مشابهی در انسانها دارد یا نه. اگر این کار انجام شود، این کار ممکن است در نهایت منجر به خواب جدید و ترویج داروهای خواب شده شود . مطالعه الگوهای خواب با تداوم درد پس از جراحی کودکان مبدا : انجمن درد آمریکا خلاصه : حدود ۲۰ درصد از کودکان پس از جراحی دردهای مداوم را توسعه دادند و یک مطالعه جدید نشان داد که کیفیت خواب شبانه در شب بعد از جراحی به میزان قابلتوجهی با شدت درد روز بعد همراه بودهاست . حدود ۲۰ درصد از کودکان پس از جراحی دردهای مداوم را توسعه دادند و یک مطالعه جدید که در ژورنال of منتشر شد نشان داد که کیفیت خواب شبانه در شب بعد از جراحی به میزان قابلتوجهی با شدت درد روز بعد همراه بودهاست . مجله " درد " توسط انجمن درد آمریکا به نام www.americanpainsociety.org منتشر میشود . محققان از دانشگاه واشنگتن و " سیاتل کودکان " ۶۶ کودک که جراحی مهمی داشتند را مورد مطالعه قرار دادند و الگوهای خواب طولی را در طول چهار ماه بررسی کردند تا رابطه بین خواب روزانه و درد را ارزیابی کنند. آنها فرض کردند که کیفیت خواب شبانه poorer با شدت درد بیشتر مرتبط است . در بزرگسالان ، نقش اختلال خواب ، یک پیشبینیکننده مرتبط از درد حاد و مزمن نیز تلقی میشود . با این حال ، الگوهای خواب روزانه perioperative در کودکان ارزیابی نشده اند و نقش خواب در تداوم درد کودکان بعد از جراحی بررسی نشده است . نتایج این مطالعه نشان داد که به طور متوسط ، مدت خواب کودکان و کیفیت به چهار ماه پس از عمل جراحی برمی گردد . اما در سطح فردی ، روابط زمانی قابلتوجهی بین خواب روزانه و درد پیدا شد . جنیفر خرگوشها ، MB ، chb ، اداره of در بیمارستان کودکان سیاتل گفت : " کیفیت خواب ضعیف روز بعد شدت درد بعدی را پیشبینی کرد و یافتههای ما نشان میدهد که کیفیت خواب ضعیف ممکن است به تاثیر درد جراحی در کودکان حتی چهار ماه بعد از عمل ادامه دهد ."
به طور متوسط بالاتر از میانگین ملی فعلی . CDC گزارش میدهد که ۳۵ درصد آمریکاییها کمتر از ۷ ساعت خواب در شب دریافت میکنند . بخشی از مساله ازدواج این است که الگوهای خواب اغلب با هم پیگیری میشوند . اگر یک نفر ناآرام است و یا مشکلات مزمن دارد که میتواند بر روی خواب other's تاثیر بگذارد . Janice Kiecolt - گلاسر ، نویسنده ارشد و مدیر موسسه تحقیقات رفتاری ، گفت : " اگر این مشکلات در طول زمان ادامه داشته باشند ، میتوانید این بازتاب زننده را در این زوج به دست آورید . " محققان تشویق شدند تا ببینند که اگر یکی از طرفین به خوبی استراحت کند یا درگیری را به روش سالم مورد بحث قرار دهد یک اثر حفاظتی وجود دارد . آنها تمایل داشتند مخالفت را خنثی کنند که ممکن است توسط شریک محروم از خواب تحریک شود . Kiecolt - گلاسر گفت : " ما به مردم میگوییم که یافتن راههای خوب برای پردازش روابط و حل اختلافات مهم است - - و کمی هم به خواب رفت . " روشن کردن : رابطه عصبی بین نور و خواب مبدا : موسسه فنآوری کالیفرنیا خلاصه : در حالی که یک معامله بزرگ در مورد این که چطور نور بر ریتم شبانهروزی تاثیر میگذارد شناخته میشود ، در مورد اثرات مستقیم نور بر روی خواب اطلاع دارد : چرا ما تمایل داریم بیدار شویم اگر نور در وسط شب پخش شود ؟ چرا تاریکی ما را خوابآلود میکند ؟ محققان میگویند که حداقل بخشی از پاسخ را کشف کردهاند : یک پروتیین خاص در مغز که به نور و تاریکی پاسخ میدهد تا تعادل صحیح بین خواب و بیداری ایجاد کند . انسانها حیوانات diurnal هستند ، به این معنی که ما معمولا ً شبها بخوابیم و در طول روز بیدار باشیم و حداقل تا حدی به خاطر نور و یا فقدان آن بیدار باشیم . نور به طور غیر مستقیم بر روی خواب به طور غیر مستقیم توسط entraining - - تغییر طول ریتم شبانهروزی و همچنین به طور مستقیم و مستقیم به خاطر پدیدهای شناختهشده به عنوان ماسک ، شناخته میشود . اما در حالی که یک توافق بزرگ در مورد این که چگونه نور بر ریتم شبانهروزی تاثیر میگذارد ، کمتر شناخته میشود ، در مورد اثرات مستقیم نور بر روی خواب اطلاع دارد : چرا ما تمایل داریم بیدار شویم اگر نور در وسط شب پخش شود ؟ چرا تاریکی ما را خوابآلود میکند ؟ محققان Caltech در آزمایشگاه پروفسور کلاس زیستشناسی دیوید Prober میگویند که حداقل بخشی از پاسخ را کشف کردهاند : یک پروتیین خاص در مغز که به نور و تاریکی پاسخ میدهد تا تعادل صحیح بین خواب و بیداری برقرار شود . کار آنها در مقالهای که در روز ۲۲ ژوئن در مجله Neuron منتشر شد ، توصیف شدهاست . Prober میگوید : " محققان قبلا ً گیرندههای نوری را تشخیص داده بودند که برای اثر مستقیم نور بر بیداری و خواب مورد نیاز هستند . آزمایشگاه Prober از zebrafish به عنوان یک ارگانیسم مدل برای مطالعه خواب استفاده میکند . حیوانات به صورت اپتیکی شفاف هستند که این امکان را برای تصویربرداری سریع از نورونها فراهم میکند ؛ آنها همچنین الگوی خواب و بیداری diurnal مانند انسانها دارند . وندی چن ، دانشجوی دوره تحصیلات تکمیلی در آزمایشگاه Prober's ، برای بررسی چگونگی واکنش آنها به نور ، مطالعات را به مطالعه یک پروتیین خاص در مغز zebrafish به نام prokineticin ۲ ( Prok۲ ) انجام داد . چن به طور ژنتیکی مهندسی شده را به overexpress Prok۲ طراحی کرد و منجر به فراوانی پروتئین شد . او دریافت که در مقایسه با zebrafish طبیعی ، این حیوانات به احتمال زیاد در طول روز به خواب میروند و شبها بیدار میشوند . در کمال تعجب ، این اثرات به برنامهریزی مهندسی برنامهریزیشده در روال عادی / خواب شبانهروزی بستگی نداشت بلکه فقط به این بستگی داشت که آیا چراغها در محیط خود روشن یا خاموش هستند یا خیر . این مشاهدات نشان میدهند که an of هر دو اثر بیداری عادی نور و اثر sedating تاریکی را سرکوب میکند .